توضیحات
🥀خلاصه کتاب یک زندگی کوچک🥀
رمان یک زندگی کوچک در مورد زندگی چهار دوست از زمان دانشگاه تا میانسالیه. نقش اصلی داستان وکیلی به نام جوده که سرگذشت اسرارآمیزی داره. یکی از پاهاش لنگ می زنه و از مشکلات جدی در ستون فقراتش رنج می بره که مربوط به یه تصادف در کودکیشه. اون حتی گاهی وقتا به خودش آسیب می زنه و یکی از افراد مجهول گروهه.
سایر اعضای گروه شامل مالکوم، یه معمار از خانواده ای متمول، جی بی، نقاشی هاییتی تبار و ویلم، یک هنرپیشه بلند پرواز هستن. ویلم و جود به دلیل یتیم بودن و و هم خونه شدن بعد از فارغ التحصیلی، ارتباط نزدیک تری با هم دارن. اگرچه به نظر می رسه جود با دوستاش خیلی صمیمی و نزدیکه، اما اصلا قادر به فاش کردن هیچ یک از جزئیات زندگیش نیست.
جود در حالی که در حرفه خودش پیشرفت می کنه، یک رابطه والد فرزندی بین اون و استاد سابقش هارولد و همسرش جولیا شکل می گیره. اونا جود رو در سن سی سالگی به فرزندی قبول می کنن. اگرچه جود راضی به نظر می رسه، اما میزان خود آزاریش بعد از این قضیه بیشتر می شوه، چون خودشو لایق توجه و محبت نمی دونه. در همین حال بقیه دوستاش در حال پیشرفت در حرفه خودشونن و پله های موفقیت را یکی پس از دیگری طی می کنن. اما جی بی که حالا یه هنرمند موفقه به شیشه اعتیاد پیدا کرده.
رابطه این گروه دوستانه با شوخی بی رحمانه جی بی با پای جود وارد فاز دیگهای می شه. جود و ویلم کار جی بی رو غیر قابل بخشش می دونن و گروه از هم می پاشه. فقط مالکوم رابطشو با هر سه نفر حفظ می کنه.
در ادامه داستان یک زندگی کوچک با اتفاقاتی که در کودکی برای جود افتاده مواجه می شیم. اتفاقاتی بسیار دردناک که اونو به این روز در آورده و موجب آسیب های شدیدی به روح و جسمش شده. به همین دلیل اون خودشو لایق محبت نمی دونه و فکر می کنه تمام اتفاقات بد حقشه.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.