(۱۵٪ تخفیف ویژه خرید نقدی 🎁
برای ثبت سفارش با تخفیف نقدی، در تلگرام پیام دهید.)
(نسخه اسپشال ادیشن)
مشخصات کتاب:
✨جلد سخت سایز وزیری
✨آستر و بدرقه رنگی
✨لبه رنگی (مشکی)
✨کاغذ بالک
✨سلفون مات
✨تعداد صفحات: ۹۱۲
✨فصل جایزه آخر کتاب
❤️🔥 این کتاب نسخه اسپشال مجموعه کامل شهر زرین هست و شامل هر سه جلد مجموعه (بالهایی بس اهریمنی، خونی بس بیرحم، تاجی بس ستمگر ) هست
______________________________________
🪽خلاصه بال هایی بس اهریمنی🪽
وقتی "جناح چهارم" با "افعی و بالهای شب" ترکیب میشود، داستانی تاریک و اغواگر در دل یک عاشقانهی فانتزی، زاده میشود؛ سرشار از تنش، نبرد، جادو، فِیهای مرموز، فرشتگان سقوطکرده، خونآشامهای خونخوار، و دو رقیب سرسخت.
هانتیر تمام عمرش برای بقا جنگیده است. در سایههای تاریک میدگریو، زیر نظر "ارباب" بزرگ شد و بیش از بیست سال را صرف آموختن هنر کشتن خونآشامهای خونخوار و پلیدی کرد که در دل تاریکی کمین کردهاند. او مرگبارترین فِی در سراسر قلمرو است و به همین دلیل ارباب او را برای مأموریتی خطرناک برمیگزیند.
هانتیر باید از مدرسهی مویرا جان سالم به در ببرد و راهی شهر زرین شود؛ جامعهای مرموز و نخبهسالار، جایی که بازماندگان اندکی از فرشتگان و فِیهای جادویی در ناز و نعمت زندگی میکنند؛ دنیایی عاری از جُرم، فقر و البته بدون هیچ خونآشامی.
اما وقتی به آکادمی میرسد، سرنوشت طنزی تلخ برایش رقم میزند؛ او مجبور میشود هماتاقی "وُلف" باشد؛ فرشتهای سقوطکرده، هراسانگیز و مرموز که هویت قاتل بودنش را به خوبی میداند. هانتیر مصمم است که در مویرا دیده نشود و بیسروصدا مأموریتش را انجام دهد، اما وُلف نهتنها تبدیل به تنها تکیهگاهش در این دنیای بیرحم میشود، بلکه شاید همان کسی باشد که بتواند جانش را در آزمونهای مرگبار ورود به شهر زرین نجات دهد.
وُلف و هانیتر. آکادمیای که برای شکستنشان ساخته شده است.
هانتیر حاضر است هر کاری بکند تا رضایت ارباب را جلب کند، اما وُلف او را به چالش میکشد؛ چالشهایی که هیچگاه تصورش را هم نمیکرد. آیا او به اندازهی کافی قوی است که به مأموریتش وفادار بماند؟ یا حقیقتهای تازه و اتحادهای پیشبینینشده، همه چیز را در خطر میاندازند؟
بالهایی بس اهریمنی یک عاشقانهی فانتزیِ بزرگسال است؛ سرشار از فِیهای افسونگر، خونآشامهای خونخوار، فرشتگان سقوطکرده، آزمونهای جادویی، شخصیتهای اصلی جسور، تمهای تاریک، نزدیکیهای ناخواسته، لحظههای پر از التهاب و دلبستگی، مردان مالکیتطلب، دشمنانی که به عشق بدل میشوند، هویتهای پنهان و جوامع نخبهگرا.
اگر به داستانهایی با فضای آکادمی، شخصیتهایی که با تاریکی درونیشان دستوپنجه نرم میکنند و عاشقانههایی با روند آهسته و پر از کشمکش علاقهمندید، این کتاب را از دست ندهید.
🩸خلاصه خونی بس بیرحم (اسپویل داره)🩸
هانتیر بهتر از آن بود که به کسی اعتماد کند. او به شهر زرین راه یافت، اما تنها برای این که بفهمد همه چیزهایی که آرزویش را داشت، از بین رفتهاند. دیگر نه امنیتی هست، نه تجملی، نه جامعهای برگزیده. تنها چیزی که وجود دارد، فرشتهی مقرب شرور و نقشههای تاریک و پیچیدهاش برای استفاده از قدرت اوست. این نقشهها شامل ازدواج اجباری هانتیر و ولف نیز میشوند، هرچند او ترجیح میدهد بمیرد تا اینکه به عقدش درآید.
هانتیر ناچار است دربارهی میراث واقعی خود و جادوی نهفتهای که در او جریان دارد، بیاموزد؛ در حالی که در شهر زرین بهعنوان سلاح مورد علاقهی جدید فرشتهی مقرب به نمایش گذاشته میشود. ولف نیز چارهای ندارد جز این که نظارهگر باشد؛ شاهد بازیچه شدن و دستکاری او؛ اما یک چیز تغییر نکرده است: او هرگز اجازه نخواهد داد کسی جز خودش به چیزی که از آن اوست، دست بزند؛ حتی اگر هانتیر از او متنفر باشد.
خیانت ریشهی عمیقی دارد، اما پیوند خون از هر خیانتی عمیقتر است. هانتیر و ولف در مسیر حقیقتهای تازه و آزمونهای وفاداری پیش میروند، در حالی که سقوط یک قدرت و ظهور قدرتی دیگر را نظاره میکنند. خانوادهها از هم میپاشند. دوستیها شکل میگیرند. آیا آنها توان زنده ماندن دارند؟ و آیا آنقدر قوی هستند که اشتباهات دهههای گذشته را جبران کنند؟
خونی بس بیرحم، جلد دوم از دو جلدی هانتیر و ولف در مجموعهی شهر زرین است. پس از دو کتاب پر از رنج و زخم برای این شخصیتها، سرانجام پایانی خوش در انتظارشان خواهد بود.
امپراتوری اسکارلاتا سرانجام به شکوهی که آرزویش را داشت رسیده است؛ اما برای فرشتهٔ قلمرو خون، آرامش هرگز ماندگار نیست.
جسیا دو سال گذشته را صرف ساختن و فرماندهی ارتشی تازه از خونآشامان کرده است. پس وقتی پادشاهی همسایه سایهٔ تهدیدش را بر سر سرزمینشان میاندازد، آماده است تا بیدرنگ وارد میدان نبرد شود.
اما پادشاه و ملکه تصمیم دیگری دارند.
جسیا مأمور میشود پیش از آغاز هر جنگی، حقیقت را از نزدیک بررسی کند؛ با یک شرط: رامی باید همراه او باشد.
رامی، بهترین دوست و مورد اعتمادترین مشاور ملکهٔ خون؛ و در عین حال، آخرین کسی که جسیا حاضر است همسفرش باشد.
سفری ناخواسته، اتحادی شکننده و رازهایی که در تاریکی کمین کردهاند، این دو را در مسیری قرار میدهد که هیچکدام برای آن آماده نیستند. در میان تهدیدی که هر لحظه نزدیکتر میشود، آنها باید تصمیم بگیرند: آیا میتوانند نفرت دیرینهٔ خود را کنار بگذارند و برای نجات اسکارلاتا در کنار یکدیگر بایستند؟
یا این تهدید تازه حقیقت پنهان پشت نقابهایشان را آشکار خواهد کرد و خانهای را که با زحمت ساختهاند، همراه با آن ویران خواهد ساخت؟