نسخه شومیز
ارسال فوری
_________________
امپراتوری اسکارلاتا سرانجام به شکوهی که آرزویش را داشت رسیده است؛ اما برای فرشتهٔ قلمرو خون، آرامش هرگز ماندگار نیست.
جسیا دو سال گذشته را صرف ساختن و فرماندهی ارتشی تازه از خونآشامان کرده است. پس وقتی پادشاهی همسایه سایهٔ تهدیدش را بر سر سرزمینشان میاندازد، آماده است تا بیدرنگ وارد میدان نبرد شود.
اما پادشاه و ملکه تصمیم دیگری دارند.
جسیا مأمور میشود پیش از آغاز هر جنگی، حقیقت را از نزدیک بررسی کند؛ با یک شرط: رامی باید همراه او باشد.
رامی، بهترین دوست و مورد اعتمادترین مشاور ملکهٔ خون؛ و در عین حال، آخرین کسی که جسیا حاضر است همسفرش باشد.
سفری ناخواسته، اتحادی شکننده و رازهایی که در تاریکی کمین کردهاند، این دو را در مسیری قرار میدهد که هیچکدام برای آن آماده نیستند. در میان تهدیدی که هر لحظه نزدیکتر میشود، آنها باید تصمیم بگیرند: آیا میتوانند نفرت دیرینهٔ خود را کنار بگذارند و برای نجات اسکارلاتا در کنار یکدیگر بایستند؟
یا این تهدید تازه حقیقت پنهان پشت نقابهایشان را آشکار خواهد کرد و خانهای را که با زحمت ساختهاند، همراه با آن ویران خواهد ساخت؟