(۱۵٪ تخفیف ویژه خرید نقدی 🎁
برای ثبت سفارش با تخفیف نقدی، در تلگرام پیام دهید.)
__________________________________
🐉 خلاصه جناح چهارم 🐉
وایولت سورنگیل، دختر بیستسالهی فرمانده کل، همیشه قرار بود وارد بخش کاتبان بشه و زندگی آرومی رو بین کتابها و تاریخ بگذرونه. اما مادرش نظر دیگهای داره و وایولت رو مجبور میکنه همراه صدها داوطلب دیگه وارد رقابت برای تبدیل شدن به سوار اژدها بشه؛ نخبهترین جنگجویان ناوار.
وایولت از بقیه کوچکتر و از نظر جسمی ضعیفتره و توی جایی مثل آکادمی بزگایث، این یعنی مرگ میتونه هر لحظه سراغش بیاد. اژدهاها با آدمهای ضعیف پیوند نمیخورن و ممکنه اونها رو بسوزونن. از طرفی، تعداد اژدهاها از تعداد داوطلبها کمتره و خیلیها برای بالا بردن شانس خودشون حاضرن وایولت رو از سر راه بردارن؛ مخصوصاً که دختر فرمانده بودنش، خودش دلیل خوبی برای دشمن پیدا کردنشه.
یکی از خطرناکترین آدمهای اونجا زیدن رایورسانه؛ قدرتمندترین و بیرحمترین فرمانده جناح سواران. وایولت باید برای زنده موندن از تمام هوش و تواناییهاش استفاده کنه، در حالی که جنگ بیرون از آکادمی هر روز شدیدتر میشه، حفاظهای پادشاهی دارن از بین میرن و تعداد کشتهها بیشتر میشه.
اما چیزی که بیشتر از همه وایولت رو نگران میکنه، اینه که کمکم میفهمه رهبران آکادمی چیزی رو از همه پنهان میکنن؛ رازی که شاید همهچیز رو تغییر بده.
در کالج جنگی بزگایث، همه یه هدف دارن؛ چه دوست باشن، چه دشمن یا حتی معشوق. چون وقتی وارد اینجا میشی، فقط دو راه برای بیرون اومدن داری:
فارغالتحصیل شو…یا بمیر.