توضیحات
🩸خلاصه خونی بس بیرحم🩸
هانتیر بهتر از آن بود که به کسی اعتماد کند. او به شهر زرین راه یافت، اما تنها برای این که بفهمد همه چیزهایی که آرزویش را داشت، از بین رفتهاند. دیگر نه امنیتی هست، نه تجملی، نه جامعهای برگزیده. تنها چیزی که وجود دارد، فرشتهی مقرب شرور و نقشههای تاریک و پیچیدهاش برای استفاده از قدرت اوست. این نقشهها شامل ازدواج اجباری هانتیر و ولف نیز میشوند، هرچند او ترجیح میدهد بمیرد تا اینکه به عقدش درآید.
هانتیر ناچار است دربارهی میراث واقعی خود و جادوی نهفتهای که در او جریان دارد، بیاموزد؛ در حالی که در شهر زرین بهعنوان سلاح مورد علاقهی جدید فرشتهی مقرب به نمایش گذاشته میشود. ولف نیز چارهای ندارد جز این که نظارهگر باشد؛ شاهد بازیچه شدن و دستکاری او؛ اما یک چیز تغییر نکرده است: او هرگز اجازه نخواهد داد کسی جز خودش به چیزی که از آن اوست، دست بزند؛ حتی اگر هانتیر از او متنفر باشد.
خیانت ریشهی عمیقی دارد، اما پیوند خون از هر خیانتی عمیقتر است. هانتیر و ولف در مسیر حقیقتهای تازه و آزمونهای وفاداری پیش میروند، در حالی که سقوط یک قدرت و ظهور قدرتی دیگر را نظاره میکنند. خانوادهها از هم میپاشند. دوستیها شکل میگیرند. آیا آنها توان زنده ماندن دارند؟ و آیا آنقدر قوی هستند که اشتباهات دهههای گذشته را جبران کنند؟
خونی بس بیرحم، جلد دوم از دو جلدی هانتیر و ولف در مجموعهی شهر زرین است. پس از دو کتاب پر از رنج و زخم برای این شخصیتها، سرانجام پایانی خوش در انتظارشان خواهد بود.
مشخصات کتاب:
✨قطع رقعی
✨شومیز
✨سلفون مات
✨کاغذ بالک
✨تعداد صفحات: ۴۸۴
✨نویسنده: امیلی بلک وود
✨ترجمه اختصاصی وایولت شاپ

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.